در روز سه شنبه 8 اردیبهشت ماه انتخابات نمادینی در کلیه دانشکده ها و پردیس های دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران برگزار شد.این انتخابات را انجمن اسلامی دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران برگزار کرد. نتایج این انتخابات به شرح زیر است:
کل آرای اخذ شده: 5167
احمدی نژاد: 17.6% کروبی : 6.9 % میرحسین موسوی: 72.1%
آرای باطله: 3.1%
اما نتایج این انتخابات در پردیس ما (ابوریحان): از 218 رای اخذ شده ، احمدی نژاد 2/31 درصد ، کروبی 1/4 درصد موسوی 55 درصد آرا را کسب و 6/9 درصد رای باطله
(من از این نتیجه که در ابوریحان بدست آمد واقعا شرمسارم! باید بگم که این نشون میده ما باید بیشتر روی ابوریحان کار کنیم تا رای احمدی نژاد کمتر از این بشه)
این نتایج بیانگر این است که برخلاف نظر بعضی از افراد که میر حسین رو ناآشنا و بدون طرفدار در نسل سومی ها میدانند؛ میر حسین از پایگاه به نسبت خوبی در بین نسل سومی ها برخوردار است.
نوشته شده توسط حبیب اکبری در چهارشنبه 1388/02/16 ساعت 13:37 موضوع | لینک ثابت
معروف بود كه در سال 84 شعار مبنايي هواداران آقاي احمدي نژاد (فقر، فساد و تبعيض، احمدي نژاد به پا خيز) بود. ايشان هم در سخنراني هاي خود با ذكر همين مطالب از سايرين مي خواست كه كنار بنشينند و اجازه دهند يك مديريت جديد در عرصه سياسي كشور بر پا گردد.
خوب، سايرين كنار نشستند و نگاه كردند؛ خط فقر در تهران به 800 هزار تومان در ماه رسيد، ضريب جيني كه شاخصي براي كمي كردن فاصليه ميان غني و فقير است افزايش يافت و در حوزه فساد اداري نيز حرف هاي بسياري بر جاي ماند. با وجود درآمد 270 ميليارد دلاري حاصل از فروش نفت خام، تورم به 25.4% رسيد و رشد اقتصادي كمتر از 5.5% بود.
مشخصاً گزارش هاي تفريغ بودجه هاي سال هاي 85، 86 و 87 كه مملو از قانون شكني هاي مكرر و تخلفات فراوان به گزارش دستگاه هاي ذي ربط بود نمونه اي از اين فساد دولتي بود. البته گزارش هاي ديگري نيز از ميزان درآمد و مزاياي مديران دولت نهم در حوزه هاي مختلف از جمله نفت و گاز، خودروسازي و صنايع ديگر كه رشد چشمگيري را نشان مي دهد مطرح است.
براي نمونه در باب فقر سؤالي كه اينجا مطرح مي شود اين است كه در چنين وضعيتي، چه تعداد از كارمندان و كارگران تهراني درآمد بالاي 800 هزار تومان دارند؟ و آيا علي رغم افزيش حقوق و در عين حال افزايش سرسام آور قيمت ها درآمد آنها كفاف خرج هاي آنها را فراهم مي سازد؟
يكي از بزرگ ترين نقاط ضعف دولت نهم نداشتن ديد كلان و كل نگري در عرصه سياست گذاري و مديريت كشور بود. از اين رو با فقدان يك برنامه ريزي سيستميك نتايجي چون دور افتادن از سند چشم انداز بيست ساله كشور، كسري بودجه شديد در سال جاري، شبهه در محل مصرف و طبق قانون بخش عمده اي از درآمدهاي نفتي و نيز تخلفات متعدد از بودجه سال هاي قبل رخ داده است.
حال بايد منتظر ماند و ديد كه منطق سيب زميني محور باز هم در برابر برنامه ريزي هاي كلان و ديدگاه دانايي محور مقاومت مي نمايد يا بالاخره و پس از تذكرات گوناگون از سوي كارشناسان و صاحب نظران دست به اصلاح اساسي نظام تصميم گيري خود مي زند كه در غير اين صورت قطعاً با رأي منفي توده مردم مواجه خواهد شد. همان مردمي كه چهار سال قبل با اعتماد به شعارهاي جذاب دولت نهم رأي به تغيير داده بودند؛ اين بار نيز با رأي خود ثابت خواهند كرد كه موافق تغيير در جهت پيشرفت و اعتلاي كشور در سايه قانون، عدالت و آزادي خواهند بود.
نوشته شده توسط حبیب اکبری در پنجشنبه 1388/02/10 ساعت 11:4 موضوع | لینک ثابت
این مطلب را به در خواست یکی از نشریه های دانشجویی نوشتم:
بزرگداشت روز آزادی بیان
روز 18 آبان ماه هر سال ، روز آزادی بیان است. وقتی نام 18 آبان برده می شود ، یاد مجاهدت های آزادی خواهان و بسیاری از انیشمندانی می افتیم که به جرم ابراز عقیده در وطن خویش (ایران) محذوف شدند و بسیاری از آنان، از قدرت کنار گذاشته شدند. این روز به پیشنهاد انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران، در اعتراض به حکم ننگین ارتداد و اعدام که برای دکتر هاشم آقاجری در 18 آبان سال 81 صادر شده بود، به عنوان روز آزادی بیان نامگذاری شد.تنها گناه دکتر آقاجری ابراز عقیده و بیان آنچه که حقیقت می پنداشت بود!

آزادی بیان ، ابراز عقیده به صورت آزاد و بدون سانسور است. حق آزادی بیان در بند 19 قانون جهانی حقوق بشر ضمانت شده است: «آزادی بیان: هرکس حق دارد بدون ترس و واهمه باورهای خود را به شیوه ای که می پسندد بیان کند.»
در ایران قوانین و دستودالعملهایی چون مواد 513 و 514 قانون مجازات اسلامی باعث تحمیل مجازات در حوزه ی بیان آزادانه ی افکار می شود. همچنین ابهامات مربوط به قوانین امنیتی چون مواد 610، 510 و 618 قانون مجازات اسلامی محدودیت هایی در زمینه ی برخورداری از حق برگزاری تجمعات و گردهمایی های مسالمت آمیز ایجاد می کند. همین ابهامات، بهانه ای میشود برای حمله به تجمعات اعتراضی و مجوزی برای دستگیری فعالان جنبش های دانشجویی ، کارگری و غیره. به عنوان نمونه برخورد با فعالین حقوق زنان در ماجرای «کمپین یک میلیون امضا» که 33 نفر از فعالین زن بازداشت شدند. برخورد با فعالین «سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه» و حمله به معلمان در اسفند ماه سال 81 توسط پلیس ضد شورش و دستگیری عده ی کثیری از معلمان که تنها جرم آنها اعتراض به عدم برابری حقوق و مزایای آنان با سایر مشاغل دولتی بوده است.همچنین می توان به برخورد با دانشجویان متحصن در دانشگاه تربیت معلم و برخورد با فعالین دانشجویی در دانشگاههای سراسر کشور و از جمله پردیس ابوریحان اشاره کرد. در سال گذشته 3 تن از فعالین دانشجویی پردیس به اتهاماتی واهی و خلاف واقع محکوم به یک ترم تعلیق از تحصیل شدند که با اعتراضات انجام شده توسط دانشجویان، حکم یکی از این سه دانشجو به حالت تعلیق درآمد.
آزادی بیان به عنوان حقوقی چند وجهی مطرح می شود که نه تنها آزادی ابراز عقیده، بلکه حق جستجوی اطلاعات و عقاید دیگران، حق دریافت آزاد اطلاعات و ایده ها و حق پراکندن اطلاعات و ایده ها را نیز شامل می شود و به طور مستقیم با آزادی مطبوعات در ارتباط است. به طوری که نقص آزادی مطبوعات، نقص آزادی بیان تلقی می شود.

بدون ابزارهای قدرتمند مطبوعاتی و رسانه ای که به نوعی کنترل کننده ی فعالیت های جامعه هستند، یک کشور نمی تواند به حیات سالم خود ادامه دهد. پس از روی کار آمدن حکومتهای خودکامه وایدئولوژیست که چنگال قدرتشان را در تنه ی تمام قوانین فرو بردند و از ایدئولوژی به عنوان ابزار و از مردم به عنوان برده برای بقای سیاسی خود استفاده می بردند، حیات مطبوعات و سلامت افشای اطلاعات نیز به خطر می افتد و می توان گفت رسانه ها در چنین حکومت هایی از اولین هدفهایی می باشند که حکومت ها سعی در نابودی و یا سفارش سازی آنها دارند.
در ایران نیز این سفارش سازی در نبود احزاب آزاد و سازمان های کنترل کننده به سرعت رنگی خشونت آمیز به خود گرفته و در دوره های مختلف تاریخی کشور ، ما شاهد تعطیلی روزنامه ها و به زنان افکندن و کشته شدن روزنامه نگاران فعال و مدافعین حقوق بشر بوده ایم. این ها در حالی است که در دو ماده از فصل سوم قانون مطبوعات ایران تصریح شده است که «مطبوعات حق دارند نظرات، انتقادهای سازنده، پیشنهادها، توضیحات مردم و مسئولین را با رعایت موازین اسلامی و مصالح جامعه درج و به اطلاع عموم برسانند و همچنین هیچ مقام دولتی و غیردولتی حق ندارد برای چاپ مطلب و یا مقالهای درصدد اعمال فشار بر مطبوعات برآید و یا به سانسور و کنترل نشریات مبادرت ورزد.»
شرط همیشگی رعایت موازین اسلامی و مصالح جامعه که بیشتر قوانین ایران را دو پهلو و مبهم کردهاست، در قانون مطبوعات نیز آمدهاست و از این طریق هر کدام از مسئولین میتوانند بنا به موهومیت این گونه جملات و تعبیر این قوانین، هرگونه سوء استفاده را در لباس قانون درآورند.
بر اساس گزارش سازمان «گزارشگران بدون مرز» در سال 2007 آزادی مطبوعات در ایران در رده ی 166 از میان 169 کشور جهان قرار گرفته است. این گزارش همچنین می گوید که روزنامه نگاران ایرانی، با برخورد بسیار تهاجمی حکومتگران که اجازه ی بیان هیچگونه انتقاد و یا خواست سیاسی و اجتماعی را نمی دهند، مواجه اند. همچنین بر اساس پژوهش این گزارشگران ، ایران به همراه کشورهایی همچون کوبا، کره شمالی، سوریه در لیست «کشورهای دشمن اینترنت» قرار دارد. این کشورها دارای سانسور فراگیر انترنتی هستند.

در آخر ، ضمن بزرگداشت روز آزادی بیان و قدردانی از تلاشهای همه ی آزادی خواهان در راه آزادی ایران ، اعتراض و انزجار خود را مبنی بر بی توجهی دولت به حقوق قانونی هموطنانمان و هتک حرمت دانشجویان و اساتید ، توسط وزارت علوم را اعلام می داریم.
به امید ایرانی آزاد و سربلند
نوشته شده توسط حبیب اکبری در چهارشنبه 1387/08/15 ساعت 12:54 موضوع | لینک ثابت
شمشیر جهل بشری فرق عدالت را شکافت
امشب ، شب 19 ماه مبارک رمضان، شب ضربت خوردن ابرمردی است که بعد از 1400 سال از مرگش جامعه بشری در غم از دست دادنش می سوزد.
خواستم در مورد امیرالمومنین بنویسم و بگویم که چگونه شمشیر جهل بشری فرق عدالت را شکافت. خواستم از مظلومیت علی ، از تنهایی علی، از محجور واقع شدن علی چه در زمان حیاتش و چه در زمان بعد از وفاتش بنویسم.ولی نتوانستم. چگونه می شود حقیری همچون من از والا مقامی همچون علی بنویسد.
فردی باید از علی بنویسد که همچون علی دلی دردمند داشته باشد. فردی که همانند مولایش نتواند به انحراف رفتن اسلام را شاهد باشد و تمام تلاشش را برای حراست از اسلام ناب احمدی به خرج دهد.فردی همچون دکترعلی شریعتی.
درد شریعتی این بود که چرا و چگونه ملتی که علی دارد به چنين خواب مرگ آسايی فرو رفته؟ چرا فقيهان در آداب تيمم و طهارت مانده اند!!! و چرا بزرگترين مساله مسلمانی بايد شکيات و تمييز ميان حيض و نفاس٬ آب قليل و کثير و حکم نماز در سفر یا قطبين باشد!؟
و اما امام علی از دیدگاه دکتر شریعتی:
علی در میان پیروان عاشقش نیز تنهاست!
درد علی دو گونه است: یک درد، دردی است که از زخم شمشیر ابن ملجم در فرق
سرش احساس می کند، و درد دیگر دردی است که او را تنها در نیمه شبهای
خاموش به دل نخلستانهای اطراف مدینه کشانده...و به ناله در آورده است. ما
تنها بر دردی می گرییم که از شمشیر ابن ملجم در فرقش احساس می کند.
اما این درد علی(ع) نیست؛ دردی که چنان روح بزرگی را به ناله درآورده است،«تنهائی» است، که ما آن را نمیشناسیم!
باید این درد را بشناسیم نه آن درد را؛ که: علی درد شمشیر را احساس نمیکند
و ما درد علی را احساس نمی کنیم.
مصلح زمانه ما٬ شيعه بودن را تنها در تجليل٬ تعظيم٬ مدح٬ منقبت و لفاظی های شاعرانه و توجيهات صوفيانه از علی نمی داند: « تشيع علی را با تملق علی عوضی گرفته ايم!! و اين است که شب و روز٬ مدح و منقبت علی را می گوييم و علی به دادمان نمی رسد چرا که عملا تشيع را طوری فهميديم که انگار علی به ما محتاج است.!!!»
شريعتی٬ زندگی علی را در سه دوره « عدالت. مکتب . وحدت » منعکس می داند.
بيست و سه سال با محمد در جهاد برای ساخت مکتب. بيست و پنج سال خانه نشينی٬ سکوت و تحمل برای تنيدن تار و پود وحدت و پنج سال رهبری جامعه براي عدالت. و اصولا دليل قربانی شدن علی و رانده شدن او از بازار سياست را « مذهب عليه مذهب» می داند
مردم را به چيزی که ظاهرا منطقی است دعوت می کنند تا از آنچه حقيقتاً معقول است باز دارند و اين همان اغفال يا استحمار است.
شريعتی٬ علی را انسانی تنها يافته. او حتی در ميان حلقه بهترين و وفادارترين ياورانش نيز تنهاست
« درد انسان متعالی٬ تنهايی است.»
علی وقتی به پیروانش آگاهی و عظمت و عزت و آزادی میبخشد که پیروانش
بدانند او کیست!!!...؟
دکتر علی شريعتی برای نخستين بار٬ بحث تشيع علوی٬ تشيع صفوی را به ميان می کشد
در تشيع علوی٬ پايه عترت است در تشيع صفوی٬ عترت وسيله است. در تشيع صفوی٬ علی بزرگ است چون داماد پيامبر است اما در تشيع علوی٬ علی بزرگ است چون خود را ساخته و بزرگ شده نه به خاطر ژن و انتساب و وراثت. در حالی که تشيع صفوی معتقد است که امام از حالت فيزيولوژی خاصی برخوردار بود و اصولا از ماده ای ساخته شده بود که نمی توانست گناه کند.
دعا در تشيع علوی٬ تبلور عشق٬ آگاهی٬ فقر ( نياز معنوی انسان به خدا ) و در تشيع صفوی٬ وسيله ای برای لش بودن و سلب مسووليت و سرزندگی.
تشيع علوی٬ تشيع قرآن است و تشيع صفوی٬ تشيع مفاتيح الجنان و روضه.
علت اصلی عقیم ماندن ایمان ما به اسلام این است که به این ها " عشق " داریم ولی "شعور" نداریم ." محبت" هست ولی "معرفت" نیست!!" ایمان" داریم اما" آگاهی" نداریم
علی مجهول مانند بتی است که همواره می پرستیش بی آنکه میان ما و او هیچ ارتباطی وجود داشته باشد. هرچه خواهی گریه کن، بر سر بزن، غش کن، هو بکش و عشق و محبت بورز بی اندکی شناخت. علی را فرشته کن، خدایش کن، نمی تواند ذره ای در زندگیت نقشی داشته باشد. فقط نشناسش که شناختنش مسئولیت آور است!
نوشته شده توسط حبیب اکبری در شنبه 1387/06/30 ساعت 2:30 موضوع | لینک ثابت
بی توجهی مردم و مسئولین به هم زبانان خویش
امروز 12 سپتامبر، سالروز وفات احمد شاه مسعود است. 9 سپتامبر سال 2001 و دو روز پیش از رویدادهای 11 سپتامبر در امریکا، انفجار بمبی احمد شاه مسعود رهبر پارسی زبانان افغانستان را مجروح کرد که در نهایت در تاریخ 12 سپتامبر همان سال در گذشت. مورخان اروپایی که زندگی نامه و کارهای مسعود را خوانده و تحلیل کرده اند عقیده دارند که اگر او زنده مانده بود، در جهان پارسی زبانان به صورت کوروش تازه ای عمل می کرد و در نتیجه، مرگ وی را یک ضایعه بزرگ برای این منطقه از جهان قلمداد کرده اند. همچنین درباره ی او گفته اند که در اندیشه ی احیای امپراتوری پارسها بود و چون یک تاجیک (آرین) اصیل بود این کار را رسالت خود میدانست.

حرف از شاه مسعود فقط بهانه ای است برای من تا موضوعی را مطرح کنم که مدتها فکرم را مشغول خود کرده است. و آن سیاستهای جمهوری اسلامی و بی توجهی آن به وضعیت مردم هم زبانمان در کشورهای دیگر و همچنین بی توجهی به میراث فرهنگی و تاریخی کشورمان است.اینکه بسیاری از هم زبانان ما در سایر کشورها علاقه ی زیادی به ایران دارند و حتی تلاشهای زیادی برای الحاق به ایران کشیده اند که غالباً توسط دولتهای حاکم بر آن کشورها سرکوب شده است. و باید دانست این مردم به خاطر علاقه ی به ایران انواع رنج ها و تحقیرها را متحمل می شوند و تنها به ملت و حاکمان ایران چشم امید دارند ولی دریغ از کوچکترین حمایتی از جمهوری اسلامی.
برای اینکه متوجه صحت حرفم شوید کافی است به رسانه ی ملی(!) بنگرید و ببینید که اکثر خبرها و گزارش ها مربوط می شود به مردم مسلمان سایر کشورها و خبرهایی مربوط به فلسطین و لبنان و عراق و ...
آیا تا به حال خبری در مورد مردم تالش که در ایران شمالی(جمهوری آذربایجان) ساکن هستند شنیده اید؟ آیا در مورد تلاشهای رئیس جمهور تاجیکستان برای اتحاد پارسی زبانان جهان حتی یک گزارش و خبر دیده اید؟ و آیا...
واقعا دولتمردان ما تا چه حدی از افرادی همچون شاه مسعود که آرزوی اتحاد پارسی زبانان را داشت حمایت کرده اند و ایا برنامه ای برای تحقق این رویا دارند؟
ما امروز شاهد تلاشهای امامعلی رحمان رئیس جمهور تاجیکستان در سمت رئیس انجمن جهانی پارسی زبانان برای تحقق این رویا هستیم. اگر امروز شاهدیم که روابط ایران و تاجیکستان بسیار بهبود پیدا کرده است نه به خطرتلاشهای دولتمردان ما بلکه بیشتر به خاطر تلاشهای این فرد بوده است.


اما دریغ و افسوس که تمامی حواس جمهوری اسلامی به مسائلی همچون فلسطین و لبنان و عراق و انرژی هسته ای و ... معطوف است و هرساله کمکهای زیادی به این کشورها می کند.
حال این سوال مطرح است که کشورهایی همچون تاجیکستان از چه موقعیتی در سیاستهای خارجی کشورمان برخوردارند؟ البته جواب این سوال کاملا واضح است!
نمی دانم که آیا چیزی در مورد مردم تالش می دانید یا خیر؟ تالشیها یکی از قدیمی ترین اقوام ایرانی هستند که در ایران و ایران شمالی (جمهوری آذربایجان) سکنی دارند.در عکس زیر گستره ی اقوام تالشی به رنگ سبز نشان داده شده است.

البته بحث اصلی در مورد تالشیهای ایران شمالی (جمهوری آذربایجان) است.تالشیها علاقه ی وافری به سرزمین مادری خود ایران دارند. در 150 سال گذشته 3 بار برای پیوستن به ایران قیام کرده اند از جمله سال 1989 و بعد از استقلال از روسیه با سرکوب حکومت ضد ایرانی باکو همراه بود. لازم به الذکر است که این قوم عمدتاً تحت آزار و اذیت حکومت جمهوری آذربایجان قرار دارند و پیوسته آنها را تحقیر کرده و به خاطر تمایلاتی که به ایران دارند آنها را جاسوسان ایران می نامند. حتی انها از حقوق اولیه شهروندی نیز برخوردار نیستند. در سال 1993 تالشیهای آذربایجان به رهبری همت اوف (علی اکرم همت زاده) اقدام به تشکیل جمهوری خود مختار تالشیان کردند که با دخالت دولت باکو خنثی شد و آنها همچنان این مبارزات را ادامه می دهند. تالشیها امید زیادی به حمایت دولت ایران دارند ولی متاسفانه سیاست های خارجی جمهوری اسلامی که بیشتر حول اسلام گرایی است توجه چندانی به وضعیت تالشیها ندارد و عمده امور کارهای فرهنگی جمهوری اسلامی حول مسجد سازی و حسینیه زدن و تبلیغ عقاید حکومتی خود در آن کشور است همانند مشارکت در برگزاری مراسم اعیاد اسلامی ، تاسیس مراکز بزرگ اسلامی در جمهوری آذربایجان توسط سازمان تببلیغات اسلامی ، احداث و تکمیل مسجد در نخجوان توسط بنیاد مستضعفان و اعزام حجاج آذربایجانی به مکه با پرداخت 75% هزینه ی سفر آنها.
این موارد از جمله کارهای فرهنگی جمهوری اسلامی در چند سال اخیر در این کشور بوده است!
اعتقاد ندارم که این کاره بد است بلکه معتقدم بعضی از آنها حتی لازم است. مخصوصاً اینکه آذربایجان کشوری شیعی به شمار می رود.انتقاد من به خاطر بی توجهی به باقی مسائل همچون وضعیت تالشیها است.
این بی توجهی حتی باعث شد که همت اف(علی اکرم همت زاده) نامه ای دردمندانه به ملت و حاکمیت ایران بنویسد و به خاطر این بی توجهی زبان به شکایت بگشاید.متن این نامه را می توانید در اینجا بخوانید.
بی توجهی مسئولین تنها به این قبیل موارد نیست بلکه بی توجهی به آثار و جشنهای باستان کشورمان را نیز شامل می شود.در این مورد بعداً بطور مفصل بحث خواهم کرد.
ای کاش دولتمردان ما همانقدر که فکر برگزاری اعیاد و مناسبتهای اسلامی هستند به فکر جشنهای باستانی که از نیاکانمان به ارث رسیده بودند.افسوس که نه آنها به فکر برگزاری آنند و نه می گذارند که مردم این جشنها را برگزار کنند. به عنوان نمونه می توان به تلاش من و دوستانم در انجمن اسلامی برای برگزاری جشن مهرگان اشاره کرد.جشن مهرگان که بعد از نوروز بزرگترین جشن باستانی ما است از 10 تا 16 مهر هر سال برگزار می شود و فلسفه ی برگزاری این جشن شکرگزاری از خداوند است.
وقتی موضوع را در جلسه ی شورای فرهنگی با مسئولین دانشگاه برای گرفتن مجوز برای برگزاری این جشن در میان گذاشتیم با مخالفت سرسختانه ی آنها مواجه شدیم و البته متهم شدیم که به آئین زرتشت گرویدیم!
به امید اتحاد دوباره ی پارسی زبانان جهان.
نوشته شده توسط حبیب اکبری در جمعه 1387/06/22 ساعت 18:47 موضوع | لینک ثابت
باید کشور را آماده ی ظهور امام زمان کنیم!
یادم می آید که در ایام انتخابات ریاست جمهوری سال 84 که کاندیدا مشغول تبلیغات بودند وحرفهای خود را می زدند آقای احمدی نژاد می گفت که باید کشور را آماده ی ظهور امام زمان کنیم و باید برای استقبال از ایشان فرش قرمز پهن نمائیم!
امروز که 3 سال از آن زمان میگذرد تازه منظور ایشان را دریافتم.آن زمان نمی دانستم منظور ایشان از این حرف چیست و چگونه می خواهد کشور را آماده ی ظهور امام زمان کند ولی خوشبین بودم که شاید می خواهد با اصلاح سیستمهای اقتصادی وسیاسی و پیشرفت همه جانبه ی کشور به این هدف نائل شود ولی تازه فهمیدم که اشتباه می کردم ومنظور رئیس جمهور برعکس تصور من بوده. یعنی ایشان قصد داشتند که آنچنان لطمه ای به مملکت بزنند که دیگر کسی جز امام زمان نتواند آن را اصلاح کند! آن وقت به خیال ایشان کشورمان برای ظهور امام زمان آماده می شود!!!
امروز که به اوضاع کشور نگاه میکنم می بینم در تمانی حوزه ها آنچنان وضعمان آشفته است که دیگر امیدی به اصلاح آن نیست و اگر کورسویی امید وجود دارد با انجام طرح تحول اقتصادی به کلی از بین می رود. و در چنین شرایطی باید گفت که اگر در هر زمینه ای آقای احمدی نژاد نتوانست شعارهای انتخاباتی خود را عملی کند ولی در این یک مورد موفق عمل کرده است!!!
دلیل حرفم هم این است که خاتمی چند روز پیش گفت که با توجه به شرایط فعلی هر کسی که رئیس جمهور شود روزهای بسیار سختی را خواهد داشت و من حاضر نیستم آن فرد باشم و نخواهم گذاشت که با حیثیتم بازی شود.
<به امید ظهور هرچه سریعتر حضرت ولی عصر>
نوشته شده توسط حبیب اکبری در پنجشنبه 1387/05/24 ساعت 1:54 موضوع | لینک ثابت
این مطلب جالب را برای آنهایی که تا به حال نخواندن می گذارم:
قانون مورفی در سال ١٩٤٩ در پایگاه نیروی هوایی ادوارز شکل گرفت.مورفی مهندس هوافضا بود که روی یک پروژه کار می کرد. در یکی از سختترین آزمایشهای پروژه یک تکنسین تمام سیمها را برعکس وصل کرد و آزمایش خراب شد. مورفی درباره این تکنسین گفت : اگه یه راه برای خراب کردن چیزی وجود داشته باشه او همون یه راه رو پیدا میکنه!!!
و این اولین قانون مورفی بودکه در ابتدا در فرهنگ فنی مهندسین رواج پیدا کرد وبعد به فرهنگ عامه راه پیدا کرد. بعداً قوانین دیگری هم بعد از کسب رتبه لازم ازبنیاد مورفی در زمره قوانین اصلی قرار گرفتند…
حالا برخی از قوانین مورفی :
اگر در توده یا کپه ای به دنبال چیزی بگردی، چیز مورد نظر حتما در ته قرار دارد.
هیچ کاری آن طور که به نظر میرسد ساده نیست.
وقتی در ترافیک گیرکردهای لاینی که تو در آن هستی دیرتر راه میافتد.
هر کاری بیش از آن چه فکرش را میکنی دو برابر آنچه باید وقت میبرد مگر این که آن کار ساده به نظر برسد که در آن صورت سه برابر وقت میگیرد.
هر چیزی که بتواند خراب شود خراب می شود آن هم در بدترین زمان ممکن.
در صورتی که شانس انجام درست یک کار پنجاه درصد باشد احتمال غلط انجام دادن آن نود درصد است.
وسایل نقلیه اعم از اتوبوس، قطار، هواپیما و... همیشه دیرتر از موعد حرکت می کنند مگر آن که شما دیر برسید در این صورت درست سر وقت رفته اند !
اگر به نظر میرسد همه چیزها خوب پیش میروند حتما چیزی را از قلم انداخته ای.
احتمال بد پیش رفتن کارها نسبت مستقیم با اهمیت آنها دارد.
هر وقت خودت را برای انجام دادن کاری آماده کرده ای ناچار می شوی اول کار دیگری را انجام دهی.
اشیای قیمتی اگر سقوط کنند به مکانهای غیرقابل دسترس مثل کانال آب یا دستگاه زباله خرد کن (آن هم در حالی که روشن است) می افتند.
٨٠% امتحانات پایان ترم براساس کلاسی است که در آن غایب بوده ای. وقتی قبل از امتحانات نکات را مرور می کنی مهمترین شان ناخوانا ترین شان است .
قوانین اتوبوسی مورفی: اگر تو دیرت شده اتوبوس هم دیر می آید. اگر زود برسی اتوبوس دیر میآید. اگر دیر برسی اتوبوس زود رسیده است. اگر بلیت نداشته باشی پول خرد هم نداری. وقتی پول خرد داری که بلیت هم داری. هر چه بیشتر از راننده بپرسی که کدام ایستگاه باید پیاده شوی احتمال این که درست راهنماییت کند کمتر خواهد شد .
قوانین كامپیوتری مورفی: دیسک مشتری در سیستم تو خوانده نمی شود. اگر برای خواندن آن نرم افزار پیچیده ای روی سیستمت نصب کنی آخرین باری خواهد بود که چنین دیسکی به دستت می رسد.
قوانین عاشقانه ی مورفی: همه خوب ها تصاحب شده اند، اگر تصاحب نشده باشند حتما دلیلی دارد. هر چه شخص مذکور بهتر و مناسب تر باشد،فاصلهاش از تو بیشتر است.
قوانین نظامی
هرگز یک سنگر را با کسی که از تو قوی تر است تقسیم نکن
اگر افسر مافوق تورا می بینید، پس دشمن هم تو را می بیند
اگر در جبهه داری خوب پیشرفت می کنی، حتما" به سمت دام دشمن می روی
اگر نیاز داری که همین الآن با افسر مافوق خود صحبت کنی، یک چرت بزن
قوانین تکنولوژی
منطق عبارت است از یک روش سیستماتیک برای رسیدن به یک نتیجه غلط
تمامی اکتشافات و اختراع های بزرگ دنیا بر اثر اشتباه بجود آمده اند
اگر یک برنامه کامپیوتری بدرد نخورد باید آنرا مستند کرد
اگر یک برنامه کامپیوتری مفید باشد باید آنرا عوض کرد
در اجرای پروژه مهم نیست چقدر منابع در اختیار دارد به هر حال کم است
فلسفه مورفی:" لبخند بزن ... فردا روز بدتریه "!!!
و اما سرنوشت خود آقای مورفی : یه شب تو یه بزرگراه سوخت ماشین آقای مورفی تموم میشه. اون شب تو بزرگراه ترافیک بوده وماشینها با سرعت مورچه می رفتن. آقای مورفی هم می زنه کنار که بقیه رو با تاکسی بره. همین جوری راحت کنار بزرگراه ایستاده بوده که یهو ماشین یه توریست انگلیسی که داشته خلاف جهت می اومده می زنه بهش و میمیره. اتفاقا اون روز لباسش هم سفیدبوده!!!
نوشته شده توسط حبیب اکبری در سه شنبه 1387/05/08 ساعت 19:39 موضوع | لینک ثابت
گلایه
ناز ابرویت چرا با غم مدارا می کنی پنجه در گیسو گرفته ناله بر پا میکنی
با نگاهی خسته درگیرنگاهم میشوی از چه رو این بنده دیوانه رسوا میکنی
خیمه غم درد درون سینه برپامی کنی مرحبا ! اینگونه بیمارت مداوا میکنی
در تمام شهر می پیچدفغان و آه تو هیچ دانی شعله برفرش و ثریا میکنی
سفره دل باهمه نامحرمان وامیکنی ناجی تنهاییت اینگونه پیدا میکنی
روزوشب بینم تورا بامیگساران پای می چون به رویت آورم باطعنه حاشامیکنی
درد تو با ترک این میخانه میگردد دوا از چه رو ازترک تقصیرت مهابا میکنی
دیگر از مهرو وفا با"ساقی" غم دم مزن چون زمی خواران خوشدل می تمنا میکنی
نوشته شده توسط در شنبه 1387/05/05 ساعت 10:45 موضوع ساقی نامه | لینک ثابت
سي ام تيرماه 1331 روزي فراموش ناشدني در مبارزات ايرانيان
56 سال پيش در سي ام تيرماه سال 1331 تهران و شهرهاي ديگر ایران صحنه تظاهراتي وسيع و خونين بود که از 4 روز پیش شروع شده بود و بالااخره اين تظاهرات پنج روزه که تلفات زیادی داشت با پیروزی به پایان رسید.در اين روز بالاخره شاه مجبور شد كه شرايط دكتر مصدق را بپذيرد و از او بخواهد كه بار ديگر رياست دولت را بر عهده گيرد. شاه از ترس مردم كه پي به عزم و نيروي آنان در تظاهرات پنج روزه برده بود، اين بار همچنين حاضر شد كه وزارت جنگ را هم به دكتر مصدق بسپارد. در مجلس، هنگام اخذ راي اعتماد مجدد به دكتر مصدق، تنها سه نماينده راي موافق ندادند.

علت تظاهرات این بود که دكتر مصدق به عنوان اعتراض به مداخلات شاه در امور اجرايي، از رياست دولت كناره گيري كرده بود و شاه احمد قوام (قوام السلطنه) را مامور تشكيل كابينه ساخته بود كه مردم به پشتيباني از دكتر مصدق به خيابان ها ريختند و تا بازگرداندن وي به رياست دولت از پاي نشستند. دكتر مصدق تاكيد داشت كه نظام حكومتي ايران مشروطه پارلماني است و شاه قانونا حق مداخله در امور اجرايي (دولت) را ندارد، زيرا كه انتخاب و عزل رئيس دولت از اختيارات مجلس (نمايندگان ملت) است.
آيت الله كاشاني قوام السلطنه را مردي خائن، ظالم، مستبد و عامل بيگانه خوانده بود و اعلام کرده بود که نباید اجازه داده شود بار دیگر در ایران کسانی بر سر کار آیند که عامل بیگانه باشند و خیانت کنند.وی انتصاب قوام السلطنه را يك توطئه امپرياليستي خوانده بود. رجال ميهن دوست دیگر انتصاب قوام السلطنه را دهن کجی شاه به ملت اعلام کرده بودند زیرا که مردم احمد قوام را عامل لندن می پنداشتند که ایرانیان در حال مبارزه ای بی امان با این استعمار گر بودند که به خاطر منافع منطقه ای اش وطنشان را کوچکتر کرده و از رشد آن به طرق مختلف و از جمله کمک به انتصاب عواملش جلوگیری کرده بود.حقوقدانان نیز انتصاب قوام السلطنه را ناقض اصول قانون اساسی اعلام کرده بودند.
دكتر مصدق با صدور اعلاميه اي «سي ام تير» را در تاريخ مبارزات، روزي فراموش نشدني خواند، كه ايرانيان يكدل و يك زبان بر ضد توطئه و تحريكات خارجي بپاخاستند و پيروز شدند. در اين اعلاميه آمده بود: من (مصدق) به جرأت مي گويم كه استقلال وطن ازدست رفته بود كه شما با رشادت خود آن را نجات داديد و نگهداشتيد. مصدق در اعلاميه اش آرزو كرده بود كه او هم مانند قربانيان تظاهرات پنج روزه، در راه وطن جان بدهد.
برای اطلاع بیشتر از این رویداد بزرگ به ادامه ی مطلب مراجعه فرمایید.
نوشته شده توسط حبیب اکبری در دوشنبه 1387/04/31 ساعت 19:52 موضوع | لینک ثابت
سینه صبح را گلوله شکافت
باغ لرزید و آسمان لرزید
خواب ناز کبوترذان آشفت
سرب داغی به سینه هاشان ریخت
ورد گنجشک های مست گسست
عکس گل در بلور چشمه شکست
رنگ وحشت به لحظه ها امیخت
بر خونین به شاخه ها آویخت
مرغکان رمیده خواب آلوده
پر گشودند در هوای کبود
در غبار طلایی خورشید
ناگهان صد هزار ال سپید
چون گلی در فضای صبح شکفت
وز طنین گلوله های دگر
همچو ابری به سوی دشت گریخت
نرم نرمک سکوت بر میگشت
رفته ها آه بر نمی گشتند
آن رها کرده لانه های امید
دیگر آن دور و بر نمی گشتند
باغ از نغمه و ترانه تهی است
لانه متروک و آشیانه تهی است
دیرگاهی است در فضای جهان
آتشین تیرها صدا کرده
دست سوداگران وحشت و مرگ
هر طرف آتشی به پا کرده
باغ را دردست بی حیایی ستم
از نشاط و صفا جدا کرده
ما همان مرغکان بیگنهیم
خانه و آشیان رها کرده
آه دیگر در این گسیخته باغ
شور افسونگر بهاران نیست
آه دیگر در این گداخته دشت
نغمه شاد کشتکاران نیست
پر خونین به شاخسارام هست
برگ رنگین به شاخساران نیست
اینکه بالا گرفته در آفاق
نیست فوج کبوتران سپید
که بر این بام می کند پرواز
رقص فوارههای رنگین نیست
اینکه از دور می شکوفد باز
نیست رویای بالهای سپید
در غبار طلایی خورشید
این هیولا که رفته تا افلک
چتر وحشت گشوده بر سر خک
نیست شاخ و گل و شکوفه و برگ
دود و ابر است و خون و آتش و مرگ
فریدون مشیری
نوشته شده توسط حبیب اکبری در دوشنبه 1387/04/31 ساعت 2:0 موضوع شعر | لینک ثابت
در مملکتی که فقط دولت حق حرف زدن دارد،
هیچ حرفی را باور نکنید!
(دکتر شریعتی)
نوشته شده توسط حبیب اکبری در یکشنبه 1387/04/30 ساعت 10:44 موضوع | لینک ثابت
فکر کن شاید فردا نوبت تو باشد…
بعد از ماهها برای اولین بار به هواخوری رفتم ، هقته ای سه بار و هر بار ۲۰ دقیقه ، هواخوری اتاق کوچکی بود با دیوارهای بلند و سقفی نرده کشی شده و مشبک ، برای من که آسمان و خورشید را هر روز از دامن زاگرس عاشقانه نگریسته بودم اینجا گویی آسمان را پشت میله ها زندانی کرده بودند .خورشید دزدکی به گوشه ای از هواخوری سرک کشیده بود و انگار او هم میدانست که نباید به دیوارهای امنیت ملی نزدیک شد ، دوربینی هم بالای سرمان تند و تند میچرخید تا همه جا را زیر نظر داشته باشد ، مبادا با خورشید خانم نگاهی رد و بدل کنیم و چشمکی بزنیم که به حساب “ارتباط با بیگانگان گذاشته شود و یا به نسیم بگوییم “حال همه ما خوب است” و این خبر موجب “تشویش اذهان عمومی” گردد و دیوارهای هواخوری نیز آنقدر لکه های ناشیانه رنگ بر آنها دیده میشد که دیوارها را بد منظر کرده بود “هر چند که زیباترین دیوارها اگر دیوار یک زندان باشند باز شایسته تخریبند”
نوشته شده توسط حبیب اکبری در چهارشنبه 1387/04/12 ساعت 0:53 موضوع | لینک ثابت
می سوزم و میسازم با ساز تو هر لحظه دل نیز چو نی نالد با ناز تو هر لحظه
کردی طمع جانم بعد از شب رسوایی از عشق نهان کردم این راز تو هر لحظه
***********
در دایره خلقت حرف از تو توان زدکی وقتی که ندارد غم از دوری تو نی
هرروزو شبم حل شدبایادتو مشکلها اما نشدم حاصل این خانه خراب از پی
************
ای خدا تنهای تنهایم عزیزان را چه شد درد غم سوزاند این دل عشق بازان را چه شد
سردر میخانه تاریک وخماران بر زمین ساقی ما باده بر کف می پرستاران را چه شد
*************
از عشق چه گوییم به گفتار نباشد این مساله را حکم به پندار نباشد
عاصیست هر آنکس که کندزمزمه عشق سر را خبری نیست چو بر دار نباشد
نوشته شده توسط در شنبه 1387/04/08 ساعت 14:2 موضوع | لینک ثابت
برای پرهیز از بی اعتنایی به وضعیت پاسارگاد و درخواست از مردمان جهان برای نجات پاسارگاد:
چند سالی است که از احداث و آبگیری سد سیوند گفت وگو می شود. در این میان تحلیل گران و اندیشمندان با شناخت دقیق و نگاه عمیق، حذف این طرح را توصیه و با مباحث علمی و کارشناسی، خسارت آن را به محیط زیست، از جمله دریاچه بختگان و آسیب های غیرقابل جبران به مجموعه پاسارگاد، به مسئولان گوشزد کردند.
حدود یک سال پیش، در شرایطی که مسئولان وقعی به این توصیه های ارزشمند نمی نهادند و خسارت های مادی و معنوی به پاسارگاد در شرف وقوع بود، به ناچار و برای اولین بار در تاریخ دادگستری ایران، 4350 نفر از فرهیختگان ایرانی شکواییه ای به مجتمع قضایی کارکنان دولت ارائه کردند و خواستند دستور موقت برای جلوگیری از آبگیری سد سیوند صادر شود که البته در کمال تأسف، هیچ اقدامی تاکنون در این زمینه انجام نشده است. اخیراً مقامات رسمی کشور اعلام داشته اند آثار مخرب آبگیری سد بر میراث ارزشمند فرهنگی پاسارگاد مشخص شده است و این خود تأییدی است بر عملکرد انفعالی مدیران و مسئولان بی توجهی که موجب ورود خسارت به میراث فرهنگی و تاریخی ایران شده اند. باید به یاد داشته باشیم که هویت، استقلال و پیوند به این سرزمین و تمدن، حرکت همه جامعه را می طلبد و می دانیم هر حرکتی، محرک می خواهد.
هویت ایران در بسیاری از جهات به میراث فرهنگی آن بستگی دارد. دست شستن از این محرک ها یعنی پذیرش بی هویتی، بی پیشینگی و فقدان شناسنامه فرهنگی. بر این پایه و اساس، وظیفه هر ایرانی است که در پی حفظ و نگه داری از این میراث ارزشمند با جدیت و پشتکار اقدام کند.
از طرف دیگر با توجه به کنوانسیون های متعدد و نگرش بین المللی و توجه به ماده 27 اعلامیه جهانی حقوق بشر بر دست اندرکاران است که از محفوظ ماندن این آثار گرانقدر و منحصر به فرد تمدن انسانی دفاع کنند. نوآوری و شکوفایی هم ایجاب می کند با به کارگیری روش ها و ابزارهای مناسب، شرایط ارتقای فرهنگی و اعتلای تمدن و هویت ایرانی را فراهم کنیم. تاریخ و نسل های آینده بشری هیچ یک از ما را نخواهد بخشید که این سان به ستم با امتیازات و افتخارات و آثار ملی خود رفتار کرده ایم.
در این میان آن چه مایه تأسف است این است که نهادهای بین المللی عهده دار پاسداری از میراث فرهنگی و به طور مشخص سازمان یونسکو، با سکوتی معنادار به تماشای تخریب پاسارگاد نشسته اند.
ما بار دیگر ضمن هشدار به یونسکو برای پرهیز از بی اعتنایی به وضعیت پاسارگاد، از همه صاحبان این میراث، یعنی تمامی انسان ها فارغ از تعلقات ملی، برای واداشتن یونسکو به عمل به تعهدات خود استمداد می جوییم. پاسارگاد نهاد تمدن پارسی است که در تکامل معرفت بشری سهم عمده ای داشته است. برای پاسداری از این میراث مشترک، بشریت را به یاری می طلبیم.
نوشته شده توسط حبیب اکبری در جمعه 1387/04/07 ساعت 2:38 موضوع | لینک ثابت
زور گویان مقدس نما در خیال خاموشی متحصنین
دانشجویان فهیم و آگاه همانطور که مستحضر هستید بیش از
10 روز است که دانشجویان دانشگاه تربیت معلم پردیس کرج برای رسیدن به خواسته های صنفی خود- از قبیل بهبود امکانات رفاهی ، رفع محدودیت های فرهنگی و تغییر برخی مدیران بی تدبیر- اقدام به تحصن و اعتصاب غذا کرده اند. و این درحالی است که دانشجویان تربیت معلم سابقاً با نوشتن نامه ای به وزیر علوم خواستار حل مشکلاتشان شدند ولی افسوس که این نامه بی جواب ماند و از طرفی شاهد برخورد مسئولان دانشگاه تربیت معلم با تشکل های منتقد بودیم که منجر به تعلیق و یا منحل شدن آنها شد و راهی غیر از تحصن و اعتصاب غذا برای دانشجویان این دانشگاه باقی نگذاشت.این اعتراض و تحصن با برخورد تند و خشن مسولان دانشگاه و حاکمان جامعه روبرو شده است.همانند ورود نیروهای امنیتی با لباس شخصی در دانشگاه برای دستگیری اعتصاب کننده گان ، صادر کردن حکم تعلیق برای 8 نفر از متحصنین و تهدید دانشجویان و خانواده های آنها و دستهای پنهان و آشکار سعی در خاموش کردن اعتراضات بر حق این دانشجویان دارند.
ولی مقاومت دانشجویان حق طلب در برابر تمامی تهدیدها و در فضایی پر از رعب و وحشت که ساخته ی دست همان ظالمان قدرت پرست است، تمامی اهداف پلید آنها را نقش بر آب کرده است.
آیا این اعمال و رفتارهایی که امروز از طرف صاحبان قدرت شاهد هستیم همان مهرورزی است که وعده داده شده بود؟ و آیا غیر از این است که چیزی را که امروز شاهد آنیم نتیجۀ به قدرت رسیدن متحجرین در جامعه است؟
پیام ما به این دانشجویان این است که ای کاش در میان شما عزیزان بودیم و همراه شما فریاد حق طلبی سر می دادیم و بدانید که اگر امروز جسممان در کنارتان نیست ولی قلبهایمان با شماست و از شما حمایت خواهیم کرد. این حرکت شما روح تازه ای بر کالبد زخمی و فسردۀ دانشجو دمید و باز هم به آنها روحیۀ مقاومت و مبارزه داد. مبارزه در مقابل همان زورگویان مقدس نما که برای حفظ قدرت خود از هیچ ترفندی دریغ نخواهند کرد.
انجمن اسلامی پردیس ابوریحان- دانشگاه تهران ضمن حمایت از دانشجویان متحصن دانشگاه تربیت معلم اعتراض خود را نسبت به بی توجهی مسئولان اعلام می دارد و نگرانی خود را نسبت به وقوع یک فاجعۀ انسانی (در صورت ادامه اعتصاب غذا) ابراز می دارد. و از همۀ دانشجویان و دلسوزان دعوت می کند تا از این حرکت فرزندان ملت حمایت نمایند.
انجمن اسلامي دانشجويان پرديس ابوريحان - دانشگاه تهران
نوشته شده توسط حبیب اکبری در دوشنبه 1387/03/20 ساعت 16:55 موضوع | لینک ثابت
ترا من زهر شیرین خوانم ای عشق
که نامی خوشتر از اینت ندانم
وگر هر لحظه رنگی تازه گیری
به غیر از زهر شیرینت نخوانم
تو زهری زهر گرم سینه سوزی
تو شیرینی که شور هستی از تست
شراب جام خورشیدی که جان را
نشاط از تو غم از تو مستی از تست
به آسانی مرا از من ربودی
درون کوره غم آزمودی
دلت آخر به سرگردانیم سوخت
نگاهم را به زیبایی گشودی
بسی گفتند دل از عشق برگیر
که نیرمگ است و افسون است و جادوست
ولی ما دل به او بستیم و دیدیم
که او زهر است اما نوشداروست
چه غم دارم که این زهر تب آلود
تنم را در جدایی می گدازد
از آن شادم که هنگام درد
غمی شیرین دلم را می نوازد
اگر مرگم به نامردی نگیرد
مرا مهر تو در دل جاودانی است
وگر عمرم به نکامی سراید
ترا دارم که مرگم زندگی است
فریدون مشیری
نوشته شده توسط حبیب اکبری در یکشنبه 1387/03/19 ساعت 0:37 موضوع ساقی نامه | لینک ثابت
شرح:
با نگاه کردن به کهکشان راه شیری از داخل، تشخیص ساختار آن دشوار است. اما نقشه برداری جاه طلبانه و پرکوشش تلسکوپ فضایی اسپیتزر، اکنون مدارکی را به ما عرضه داشته است که نشان میدهند ما در کهکشانی بزرگ زندگی میکنیم و این کهکشان با دو بازوی مارپیچی(بازوهای سپر ــ قنطورس و برساوش) برجسته شده است که از انتهای میله بزرگ مرکزی بیرون آمدهاند. در حقیقت، در نقاط مناسبی که کهکشان ما به صورت کامل از روبهرو دیده میشود، منجمان آن کهکشانهای دور میتوانند راه شیری را با دو بازوی مارپیچی بسته ببینند، مانند تصویر هنری بالا. تحقیقات قبلی ساختار بسته کوچکتری را در مرکز به همراه چهار بازوی مارپیچی تشخیص میدادند. منجمان هنوز مکان خورشید را در یک سوم لبه خارجی راه شیری میدانند، جایی در بازوی کوچک جبار.
نوشته شده توسط حبیب اکبری در شنبه 1387/03/18 ساعت 0:54 موضوع عکس هفته | لینک ثابت
نامه سرگشاده دانشجویان متحصن تربیت معلم تهران
خطاب به مردم فهیم ایران
چو عضوی به درد آورد روزگار
دگر عضو ها را نماند قرار
اکنون که این نامه را می خوانید ، بیش از 75 ساعت از اعتصاب غذای 72 دانشجوی دختر و پسر دانشگاه تربیت معلم تهران پردیس کرج می گدرد . اما واقعیت این است که از دو روز قبل از اعتصاب غذای رسمی دانشجویان تربیت معلم غذای گرم نخورده اند و نخواهند خورد . با اینکه در تعطیلات به سر می بریم ، تعطیلاتی که پیش از امتحانات بر دانشگاه خیمه زده است ، با این حال هرگاه که تریبون آزادی برگزار می شود بیش از 1500 دانشجو برای گفت و شنود در این جلسات حضور پیدا می کنند . در این حال مسئولین دانشگاه لحه به لحظه به فشار خود بر دانشجویان متحصن می افزایند گویا در خیال خام خویش اینگونه می پندارند که با این اعمال فشار می توانند عزم ما را سست کنند . بی شک فشار هایی همچون تهدید و ارعاب خانواده ی دانشجویان متحصن ، قطع آب، ایجاد اختلال در تلفن همراه ، قطع اینترنت دانشگاه ، زندانی کردن دانشجویان در محل تحصن ، افزودن نیروهای ناشناس در لباس حراست ، ممانعت از بردن دانشجویانی که از لحاظ جسمانی بسیار تضعیف شده اند به بیمارستان و تزریق داروی دیازپام به دانشجویان ضعیف شده برای سست کردن و خواب آلودگی دانشجویان و غیره و غیره ، که عکس و فیلم همه ی این موارد بعنوان موجود است - ولی به دلیل محدودیت های موجود ما امکان انتشار آنها را هنوز پیدا نکرده ایم – بدور از شرافت انسانی است و کسانی هم که در برابر این حوادث سکوت اختیار می کنند در پیشگاه خدا باید سکوت بشکنند و جواب پس دهند . در ذهن تک تک این دانشجویان سوالی بزرگ وجود دارد که سنگینی آن از سنگینی اعتصاب غذاو فشار های وارده بیشتر است . در سرزمینی که مردمان آن داعیه دار هم دردی ، همراهی و نوع دوستی هستند چگونه اینگونه نسبت به 72 نفر از فرزندان این مرزو بوم که برای استیفای حقوق پایمال شده ی شان دچار ضعف جسمی هستند بی تفاوت هستند ؟ قطعا سعدی شاعر بزرگ ایرانیان اگر چنین روزی را می دید هیچگاه چنین شعری را که نماد فرهنگ والای ایرانیان بوده است را نمی سرود . ما دانشجویان متحصن تربیت معلم تهران به صراحت اعلام می کنیم که قوت روحی مان از ضعف جسمی مان پیشی جسته است و جان می دهیم ، حق می گیریم و در این راه جز به خدا و اراده ی دانشجویان به کسی امید نداریم . اما از شما مردم عزیز و پاکدل و نمایندگان با وجدان مجلس شورای اسلامی و دانشجویان متعهد و قشر همدرد تقاضا داریم که مانع فاجعه فرهنگی به اسم بی مسئولیتی و بی تفاوتی نسبت به انسان ها در این مرز و بوم شوید که همانا درد واقعی که ما دانشجویان متحصن را آزار می دهد همین درد نوظهور فرهنگی است .
نوشته شده توسط حبیب اکبری در پنجشنبه 1387/03/16 ساعت 18:52 موضوع | لینک ثابت
تحصن دانشجویان در محاصره نیروهای انتظامی
تحصن اعتراضی حدود ۱۳۰۰ دانشجوی دختر و پسر دانشگاه تربیتمعلم، امروز در میان محاصره نیروهای انتظامی و بیاعتنائی مسئولان دانشگاه، ادامه یافت. ۶۰ دانشجو نیز، به اعتصاب غذای خود ادامه دادند.
جنبش دانشجوئی ایران، با ورود تحصن دانشگاه تربیت معلم به ششمین روز خود، فراز تازهای از تاریخچه پرجنب و جوش خود را سپری میکند. حدود ۱۵۰۰ دانشجو، در اعتراض به کیفیت بد سلف سرویس دانشگاه، سختگیریهای رایج و مشکلات صنفی خود، از روز پنجشنبه گذشته به تدریج در پردیس کرج وارد تحصن شدند.
۶۰ تن از دانشجویان معترض، در مراحل بعد، وارد اعتصاب غذای نامحدود شدند. به گفته شاهدان عینی، دستکم دو تن از آنان که دختر هستند، در نتیجه ضعف شدید به بیمارستان منتقل شدند. دانشجویان اعتصابی، تاکنون از خوردن غذا چشمپوشی و تنها به نوشیدن آب و چای اکتفا کردهاند. اما به گفته ناصح فریدی، از دانشجویان متحصن، مسئولان دانشگاه آب قسمت ریاست را، که تحصن در آن ادامه دارد قطع کردهاند...
نوشته شده توسط حبیب اکبری در پنجشنبه 1387/03/16 ساعت 18:18 موضوع | لینک ثابت
همزمان با سفر احمدی نژاد به روم: پیشنهاد نامگذاری یک خیابان در شهر رم به نام یکی از اعضا دفتر تحکیم وحدت دفتر تحکیم وحدت: نام خیابان را ۱۸ تیر بگذارید
روزنامه ایل رفورمیستا در سرمقاله ای ضمن محکوم کردن دولت ایران به زیر پا گذاردن مداوم حقوق بشر از جانی آلمانو، شهردار جدید رم خواسته است که خیابانی را که ساختمان سفارت ایران در آن قرار دارد به نام یکی از دانشجویان زندانی ایرانی نام گذاری کند، همان طور که رونالد ریگان در سالهای ۸۰ در اعتراض به سیاستهای شوروی سابق نام میدانی در واشنگتن را آندره ساخاروف (منتقد سرشناس روس) نام گزاری کرد. این روزنامه نام علی نیکونسبتی (مسئول روابط عمومی دفتر تحکیم وحدت) را برای این منظور پیشنهاد می کند.
شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت در نامه ای...
نوشته شده توسط حبیب اکبری در چهارشنبه 1387/03/15 ساعت 18:3 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY